أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

62

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

حكايت : هم در كتاب التجلى فى المنامات روايت مىكند از شيبان بن جشر « 225 » كه گفت كه روزى پدر من و عبد الواحد بن زيد « 226 » بغزا رفتند ناگاه برسيدند بر سر چاهى و طناب و دلو در چاه كردند از جهت آب ناگاه دلو در چاه افتاد پس بعضى رسن از رفقا بستدند و با هم پيوند كردند و يكى به آن رسن پيوست و بچاه رفت در چاه همهمه بشنود نزديك رفت مردى ديد كه نشسته بود بر سر سنگى و در شيب وى آب بود پس پرسيد كه تو پرى يا آدمى گفت من آدميم اين شخص كه بر سر سنگ بود گفت من مردىام از انطاكيه كه مرده‌ام و پروردگار « 227 » مرا اينجا حبس كرده است از جهت قرضى و پسرى دارم در انطاكيه و نه قرض من ياد مىكند « 228 » پس اين مرد از چاه بيرون آمد و گفت بيائيد كه غرايبى پس از غرايب است و حال بگفت بعد از آن برفتند بانطاكيه دو مرد ديدند كه تفحص ميكردند از آن مرد كه در چاه بود از پسر وى چون بديد اين طالب ! گفتند راست ميگوئى و تفحص پدر كردند گفتند كه چنين بود كه ما دو شخص بغزا رفته بوديم و احتياج به آب افتاد بسر چاهى رفتيم و دلو در چاه فرستاديم دلو در چاه افتاد رفتيم شخصى ديديم كه بر سر لوحى نشسته بود و گفت در انطاكيه پسرى دارم كه نه قرض مرا ميگزارد و نه ياد

--> - دينارا بقية من مهرى فقالوا لها ان رأيت ان تهبى له فقالت ما كنت لافعل ذلك قالوا فيعطيك كل انسان منا دينارا قالت لا قالوا فدينارين قالت لا قالوا فثلاثة قالت لا فقال بعضهم يا قوم انكم ضمنتم للرجل ان تقضوا دينه ففو إله بضمانكم فأخرج كل منهم خمسه دنانير فاعطوها فارقوها امتحى الكتابه من يد الرجل ثم رآه صاحب الكتابه فى منامه و هو يقول جزاكم الله خيرا فقد بلغنى ما صنعتم . ( صفحه 25 شد الازار ) . ( 225 ) - در شد الازار جسر ضبط شده است . ( 226 ) - يعنى ابو عبيده عبد الواحد بن زيد بصرى از قدماء زهاد بصره و متوفى در سال 177 بتصريح ابن الاثير و ذهبى در دول الاسلام و تاريخ يافعى و شذرات الذهب هر چهار در حوادث سنه مذكوره ولى ابن تغرى بردى در النجوم الزاهره فى ملوك مصر و القاهره وفات او را در سنه 128 نگاشته و بدون شبهه اين قول سهو فاحش بايد باشد چه ما بين اين دو قول قريب پنجاه سال اختلاف است و در هيچ مأخذ ديگرى با فحص شديد چنين روايتى به نظر نرسيد ( نقل باختصار از حواشى و زيرنويس شد الازار ) . ( 227 ) - مد : از انطاكيه كه مرده‌ام كه پروردگار ( متن به صورت فوق تصحيح گرديد ) . ( 228 ) - مد : و نه قرض من ياد من مىكند ( به صورت فوق متن تصحيح گرديد ) .